تبليغاتX
شهر عشق
حس غریب

 

آسمون احساسم امروز ابريه ابريه وقصه گوي لحظه هام

 داره قصه ي بي تو بودن رو برام زمزمه مي کنه

 حس ميکنم کلمه ها هم ازم دوري ميکن

 آخه اونا از دلم اسباب کشي کردن ودنبال قصه گوی

جديدي هستن که خبر از عشق بده واين واژه رو به

سر زمين با تو بودن دعوت کنه امروز تصميم گرفته بودم

 روي تخت سفيد ذهنم همه چيز رو پاک کنم تصميم گرفته بودم

به هيچ کلمه ايي اجازه خطور ندم تصميم گرفته بودم وجود پروانه

 رو وقتي کنار شمع مي سوزه حس کنم تصميم گرفته بودم

 وقتي ديدمت با چشمام به وجود ت صاعقه بيزنم

 تصميم گرفته بودم که بارون صداقتو به وجود نا پاکت بريزم

 تا شايد ناب شي   

 

 

 افلاطون مي گه: " اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري

 زياد جدي نگيرش، چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست داشتنه،

 مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي،

 اگه عقلت عاشق شد، بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشقه

      

 

فکر مي کرديم عاشقي هم بچگيست...

اما حيف اين تازه اول يک زندگيست...

 زندگي چيزيست شبيه يک حباب..

عشق آباديه زيبايي در سراب....

فاصله با آرزو هاي ما چه کرد...

 کاش مي شد در عاشقي هم توبه کرد

 

+ ادامه مطلب

|+|
نگارش توسط مینا در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 23:41

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس

****** ******