
یه روزی قدرمو میدونی که دیره
روزی که کسی سراغت نمیگیره
یه روزی میدونی من کیه وچی بودم
روزی که از نبودنم غصه ات میگیره
باشه خوبم از کنارت ساده میرم
با وجود این که میدونم ممیرم
به خدا قدرمو میدونی یه روزی
روزی که از تو جدا میشه مسیرم
قدرم میدونی یه روز یادم میفتی شب وروز
صدام تو گوشت می پیچه مثل یه آه سینه سوز
حسرت یک لحظه نگاه دل تنگ میشی بد جور برام
آن روزه دور نیست به خدا حتی به خوابت نمی یاد
یه روزی قدرمو میدونی که دیره
اسم من از توی لحظه هات نمیره
دیگه نیستم اون شبای پر ستاره
وقتی دلت بهونمو می گیره
اما اون روزا و خدا کنه نباشه
نشنوم از رفتن من غصه داری
من میبینم اون شبایی رو که دیگه
واسه گریه شونه هامو کم می یاری
قدرمو میدونی یه روز








مجنون نبودمردولي تا نگاه کرد
بادي وزيدو پنجرها را سياه کرد

يک اتفاق ساده !نگاهي نجيب! عشق !
ليلاي شعرهاي مرا سر به راه کرد

هر چند ابتداي همين جاده گم شدي
يادت تمام زندگيي ام را تباه کرد

اين جاده هاي کور به جايي نمي رسند
حق با تو بود عزيز !دلم اشتباه کرد

انسان براي وسعت يک عشق کوچک است
شايد خداي آدم و هوا گناه کرد

احساس ميکنم که مرا کافر افريد
دستي که چشمهاي تورا قبله گاه کرد

