بي دليل اين روزها !!! تمام هستيت را درون سه نقطه هاي هميشگي ات جاي دادي و به سويم نشانه رفتي بي آنکه بداني من اين روزها هيچ نمي فهمم از سه نقطه ها و سکوت و بي صداييت ... هميشه مثل آينه ، دلواپس ديدنتم بيد ِ مجنونِ بهار ، من محو ِ رقصيدنتم تو که شبيه يه خيال ، مي پيچي تو جمعه ي من پيچک عشق و عاطفه ، حيرون ِ پيچيدنتم قنوت بغض و حسرته ، دستاي فواره ي اشک مي دوني که تموم ِ روز گرم ِ پرستيدنتم مني که چون ابر بهار ، بارونُ خنده ميکنم تو غنچه اي و من همش ، گريون خنديدنتم ماه قشنگ شب ِ تار ، خورشيد روزاي بلند به قلب خسته ام بتاب ، که مست تابيدنتم آهاي سوال بي جواب ، مثل معما مي موني من اما تو فکر تو ام ، سرگرم ِ فهميدنتم تو قصه شب مني ، حکايت شب بلند ستاره ي قشنگ من ، تو عطش ِ ديدنتم از قصه هام با خبري ، نگو که شک داري به من هر چي دلت ميخواد بپرس ، عاشق پرسيدنتم ماه قشنگ شب ِ تار ، خورشيد روزاي بلند به قلب خسته ام بتاب ، که مست تابيدنتم






امروز وقتي دلتنگ لحظه هاي نبودنت ، بودم وقتي لبريز شده بوديم از نبودنهاي 









![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



