تبليغاتX
๑۩۞۩๑ شهر عشق๑۩۞۩๑
๑۩۞۩๑ شهر عشق๑۩۞۩๑

 


امروز وقتي دلتنگ لحظه هاي نبودنت ، بودم وقتي لبريز شده بوديم از نبودنهاي

بي دليل اين روزها !!!

 تمام هستيت را درون سه نقطه هاي هميشگي ات جاي دادي و به سويم نشانه

رفتي بي آنکه  بداني من اين روزها هيچ نمي فهمم از

 سه نقطه ها و سکوت و بي صداييت ...

 

هميشه مثل آينه ، دلواپس ديدنتم

بيد ِ مجنونِ بهار ، من محو ِ رقصيدنتم

 

تو که شبيه يه خيال ، مي پيچي تو جمعه ي من

پيچک عشق و عاطفه ، حيرون ِ پيچيدنتم

 

قنوت بغض و حسرته ، دستاي فواره ي اشک

مي دوني که تموم ِ روز گرم ِ پرستيدنتم

 

مني که چون ابر بهار ، بارونُ خنده ميکنم

تو غنچه اي و من همش ، گريون خنديدنتم

 

ماه قشنگ شب ِ تار ، خورشيد روزاي بلند

به قلب خسته ام بتاب ، که مست تابيدنتم

 

آهاي سوال بي جواب ، مثل معما مي موني

من اما تو فکر تو ام ، سرگرم ِ فهميدنتم

 

تو قصه شب مني ، حکايت شب بلند

ستاره ي قشنگ من ، تو عطش ِ ديدنتم

 

از قصه هام با خبري ، نگو که شک داري به من

هر چي دلت ميخواد بپرس ، عاشق پرسيدنتم

 

ماه قشنگ شب ِ تار ، خورشيد روزاي بلند

به قلب خسته ام بتاب ، که مست تابيدنتم


نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 14:44 توسط ஜمیناஜ| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

****** تعداد بازديد ها :
کاربران آنلاين :
تعداد بازديدهاي شما ******** ********