تبليغاتX
๑۩۞۩๑ شهر عشق๑۩۞۩๑
๑۩۞۩๑ شهر عشق๑۩۞۩๑

سلام دوستاي روزه دار و با احساسم طاعاتتون قبول

لحظه هاتون پر شادي و زندگيتون پر از اميــــــــد

به شهـــــر عشق خوش آمديد

 

مادر بزرگو خاطرات ماه رمضانش چقدر مثل چاي شيرين

 سفره ي افطار شيرين بود وقتي از لحظه هاي سحــــــر تا افطار

 برام ميگفت حس مي كردم ديگه اين صميمييت تو دلاي آدماي

 عصر اينتــــرنتي پيدا نميشه آخه تكنولو‍ژي پيشرفت كرده و

 كسي واسه سحـــــر با چراغ نفتي كوچيكش تو آبادي

 ْلحظه هاي من وتو نمي گرده تا تك تك در دلامونو بزنه

 تا سحـــــــر خواب نمونيم ديگه اون اعتقاد و سادگي نيست

 كه بخوايم يه ســــــري دل تنها رو به هم برسونيم

 و پيوند بزنيم و بگيم ماه رحمته خداشگون داره

آره  مادر بزرگ حرفاي قشنگي مي زد ولي واسه من و تو

يه كم عجيب بود آخه ما ديگه خيلي كم اين صميميتارو مي ديديم

ولي مهم اينه كه باور كنيم تو اين ماه مهمونه خـــــدايي هستيم

 كه هميشه و همه جا دست من و تو رو مي گيره

 مهم اينه خــــــدا با من وتو هست ميگه نه؟؟؟

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 17:27 توسط ஜمیناஜ| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

****** تعداد بازديد ها :
کاربران آنلاين :
تعداد بازديدهاي شما ******** ********