به سراغ من اگر مي آييد، پشت هيچستانم پشت هيچستان جايي است. پشت هيچستان رگ هاي هوا،پر قاصدهايي است که خبر مي آرند،از گل واشده ي دورترين بوته خاک. روي شن ها هم،نقش هاي سم اسبان سواران ظريفي است که صبح به سر تپه معراج شقايق رفتند. پشت هيچستان ،جترخواهش باز است: تا نسيم عطشي در بن برگي بدود، زنگ باران به صدا مي آيد. آدم اينجا تنهاست و در اين تنهايي،سايه ناروني تا ابديت جاري است. به سراغ من اگر مي آييد، نرم و آهسته بياييد،مبادا که ترک بردارد چيني نازک تنهايي من. وقتي که بارون مي گيره چشام از عشق تو خيسه دل برات به قول سهراب زير بارون مي نويسه تنها آرزويم هميشه تا يادم نرفته راستي کاش يه روز بهم بگي که من همونم که ميخواستس مهم اينه که چقدر دوستش داري فقط همين اگر لازم بشه آبرو رو بنداز روي زمين خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه بعد به اون بگي که چشمات نمي خواد اونو ببينه خيلي سخته که ببينيش توي يه فصل طلايي کاش مجازات بدي داشت توي قانون بي وفايي خيلي سخته بري يک شب واسه چيدن ستاره ولي تا رسيدي اونجا ببيني روز شد دوباره خيلي سخته که من وتو هميشه با هم بخونيم آنقدر عاشق که ندونين ديونه که در مي مونيم




![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |


