اگر آسمان خانه مان ابری باشد با تو ای پدر پنجره خانه رو به کوچه عشق باز است باتو می توان لحظه به لحظه زندگی را لمس کرد پدرم ای که عشق را با تو آغاز کردم وبا تو تا اوج شادی پرواز کردم در قلبم فقط وفقط تو می مانی پدر آنگاه که وجودم را به عالم معنا سوق دادم خود را در مسیری یافتم که سرچشمه ام از آن جوشید چون نیک نگریستم آنگاه سر چشمه ی خود را بر دامنه کوهی استوار یافتم مادر ای سر چشمه زندگی ام ای وجودی که وجودم بسته به توست ای خورشید که حرکت و روشنی من حول و محور توست چگونه بگویم دوستت دارم که کلمه ها سخت ناتوانند در تمام شبهای تاریک و طوفانی روشنگر بودی ودر بستر بیماری پرستار بالینم هنگامی که از غم دنیا دلم می گرفت واشک چشمانم را نمناک می کرد تو با دستان پر مهر خود محبت را به من ارزانی می داشتی حتی اگر بهشت زیر پایت باشد باز هم کم است 











![]()


مادر











![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |


