تبليغاتX
๑۩۞۩๑ شهر عشق๑۩۞۩๑
๑۩۞۩๑ شهر عشق๑۩۞۩๑

اگر آسمان خانه مان ابری باشد با تو ای پدر پنجره خانه رو به کوچه عشق باز است

 باتو می توان لحظه به لحظه زندگی را لمس کرد پدرم ای که عشق را با تو آغاز کردم

                   وبا تو تا اوج شادی پرواز کردم در قلبم فقط وفقط تو می مانی

 

 

 

 پدر

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 16:3 توسط ஜمیناஜ| |

 

آنگاه که وجودم را به عالم معنا سوق دادم خود را در مسیری یافتم

که سرچشمه ام از آن جوشید چون نیک نگریستم

 آنگاه سر چشمه ی خود را بر دامنه کوهی استوار یافتم

 مادر ای سر چشمه زندگی ام ای وجودی که وجودم بسته به توست

 ای خورشید که حرکت و روشنی من حول و محور توست

 چگونه بگویم دوستت دارم که کلمه ها سخت ناتوانند

 

مادر

در تمام شبهای تاریک و طوفانی روشنگر بودی ودر بستر بیماری پرستار بالینم

 هنگامی که از غم دنیا دلم می گرفت واشک چشمانم را نمناک می کرد

 تو با دستان پر مهر خود محبت را به من ارزانی می داشتی

 حتی اگر بهشت زیر پایت باشد باز هم کم است

 

نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 1:44 توسط ஜمیناஜ| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

****** تعداد بازديد ها :
کاربران آنلاين :
تعداد بازديدهاي شما ******** ********